بسم ا... اگر حریف مایی ...

دنیای نامی

وابسته باشیم یا مستقل؟ مثلا توانایی مهاجرت داشته باشیم یا نتوانیم دل بکنیم، از خانواده از خاک از ... فکر می کنم هر کسی تعریفی از زندگی دارد. لازم است جایی باشیم که بتوانیم زندگی کنیم. جایی که شاد بودن تجربه هر روزمان باشد. لازمه شرقی بودن دلبسته بودن است. من دلبسته ام. دلبستگی عالم خودش را دارد. دلبسته که باشی، هر جا که بروی و هر چقدر هم که دور شده باشی، بر می گردی.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۴ساعت 23:43  توسط نامی  | 

پنجشنبه صبح

جلوی آسانسور طبقات زوج، مشغول بستن بند کتانی ام بودم .... صدای بچگانه ای از آسانسور بغلی کمک می خواست. ترسیده بود و مرتب تکرار می کرد :« من اینجام، مامان.....» نمی دانستم دختر است یا پسر. اعتراف می کنم هول شده بودم. در آسانسور باز نمی شد. بماند به هوای باز کردن در، چند طبقه را بالا و پایین کردم. بالاخره با کمک دو نفر از آقایان محترم بلوک در باز شد و پسر کوچولو با چشمهای پر از اشک آمد بیرون. طورخاصی نگاه می کرد؛ نمی دانم منتظر بود دعوایش کنیم یا نگاهش دنبال مادرش می گشت...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:40  توسط نامی  | 

روز از نو ...

سلام دوستان 

سه چهار ماه پیش به لطف بلاگفا، وبلاگم دود شد رفت هوا ... 

آدرس دوستهام رو گم کردم .   

و اما امشب شروعی دوباره ... 

 

پ.ن : پیداتون می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:6  توسط نامی  |